علی کوچولوعلی کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

علی طلا شیطون بلا

تولد دوستم راتین که رفته بودم.......

این عکسارو دایی محمد ازت گرفته ولی متاسفانه عکسی با راتین نداری چون آقا راتین گل شب تولدش گریه میکرد و بغل باباش بود فکر کنم از شلوغی خیلی خوشش نمیومد وقتی هم میخواست شمعای کیکشو فوت کنه حالش بهتر شده بود همه ی بچه ها هم دورش بودن ولی دوباره متاسفانه این بار شما گریه کردی و نرفتی پیششون این شد که فقط عکس خودتو دارم..... ...
19 اسفند 1392

آخ جون بادکنک بازی

قربون پسر گلم بشم که عاشق بادکنکه ولی مامان خیلی میترسه که توی صورتت بترکه....  این بادکنکای تولدته چند روز بعد از تولدت بادکنکارو بردیم خونه بابا جون اینا و ریختیمشون توی اتاق دایی محمد تو هم از خوشحالی نمیدونستی چطوری با اینا بازی کنی آخه وقتی خونه خودمون بود من گذاشته بودمشون توی کمد دیواری ودرشم بسته بودم تا شما نری بترکونی تو صورت و چشمت و خدای نکرده بترسی. اصلا یادم به این عکسات نبود که همزمان با عکسای تولدت بزارم ولی اشکال نداره ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه هست مگه نه.... ...
15 اسفند 1392

چهارزانو نشستن...

اولین باری که چهار زانو نشستی و ببین چه بامزه شدی عسلم دایی محمد این طوری نشوندت و از اون به بعد هر وقت میگیم چهار زانو بشین هر طوری که نشسته باشی پاهاتو یه تغییری میدی ولی بلد نیستی هنوز چهار زانو بشینی ولی مامانی یقین داره که تا چند مدت دیگه یاد میگیری ...
12 اسفند 1392

علی کوچولو و باباش

عزیز دل مامان هر وقت یه چیزی رو که خیلی دوست داری میخوری به سختی به کسی میدی مثل اینجا البته اینجا اصلا به بابا ندادی چون خیلی چی پف شکلاتی دوست داری     ودر آخر هم منتقل شد به دهن خودت ببین لباتو.... ...
5 اسفند 1392

تقلید از مامانی

گل پسرم یاد گرفته لالایی میخونه.همیشه یکی از عروسک خزیاتو میاری مخصوصا خرگوشت میزاری روی پاتو واسش لالایی میخونی میگی " نی نی نا نا نی " و سرانجام واژگون شدن خرگوش... ...
5 اسفند 1392

عاشق بازی باتلفن

علی کوچولوی مامان عاشق تلفنی      به هیچ شیوه ای هم نمیتونیم گولت بزنیم که دست نزنی برات تلفن اسباب بازی خریدیم فایده ای نداشت بابا جون حمید یه تلفن واقعی واست آورد که البته خراب بود ما هم تمیزش کردیم و گذاشتیمش دقیقا کنار همون تلفن خوشبختانه همرنگ تلفن خودمونم بود ولی بازم متاسفانه... الانم تلفنمون خراب شده زنگ نمیخوره دیگه تصمیم گرفتیم بی سیم بگیریم از دست تو و شیطنتهات ...
5 اسفند 1392

آتلیه مامان

اینم از عکسایی که مامانی دوست داشت از تو بگیره ولی یه خورده دیر خبردار شد آخه میدونی این عکسا واسه وقتیه که نی نی ها 2 3 ماهه هستند (نه 16ماه و اندی) ولی اشکال نداره من با مشقت فراوان ازت گرفتم...خب دوست داشتم دیگه            ...
4 اسفند 1392